تارنگاشت عدالت
نویسنده: خوزه جولیان کاسترو
برگرفته از: گرانما
۱۲ ژوئن ۲۰۲۶
بیش از شش دهه است که دولت ایالات متحده سیاست مجازات اقتصادی، آزار و اذیت مالی و فشار سیاسی را علیه کوبا دنبال کرده است. هدف اصلی آن بدون تغییر باقی مانده است: شکستن اراده مستقل ملتی که میخواست سرنوشت خود را به دست خود بگیرد.
جنگ اقتصادی، تجاری و مالی نه یک اقدام نمادین است، نه لفاظی سیاسی و نه یک اختلاف دیپلماتیک معمولی. این یک سیستم خفقان است. این سیاست، تراکنشهای بانکی را هدف قرار میدهد، هزینه کالاها و خدمات را افزایش میدهد، کسبوکارها را مرعوب میکند، مانع سرمایهگذاری میشود، واردات را پیچیده میکند و هرگونه ارتباط مشروع با کوبا را به خطر میاندازد. هدف آن صرفاً اعمال فشار بر دولت نیست؛ بلکه تضعیف مردم، تحریک آنها علیه دولتشان، به تصویر کشیدن نظام سوسیالیستی به عنوان یک سیستم شکست خورده و تحریک فروپاشی داخلی است.
کسانی که سعی در توجیه این سیاست دارند، از تحریمها، شرایط و فشار گزینشی صحبت میکنند. واقعیت اما متفاوت است. وقتی پرداختها مسدود میشوند، داروها گرانتر میشوند، فنآوریها مسدود میشوند و اشخاص ثالث به دلیل تجارت با جزیره جریمه میشوند، هیچ چیز انتزاعی تحت تأثیر قرار نمیگیرد. بیمارستان، مدرسه، بخش حملونقل، صنعت، خانواده کوبایی – همه اینها مورد حمله قرار گرفته اند؛ در واقع، یک کمپین پنهانی و سیستماتیک با عواقب انسانی غیرقابل پیشبینی در حال سازماندهی است.
تأثیر این سیاست بر سیستم مراقبتهای بهداشتی کوبا ویرانگر است. قطع برق ناشی از این امر، حدود پنج میلیون بیمار مبتلا به بیماریهای مزمن را در شرایط وخیمی قرار داده است: شتابدهندههای خطی برای پرتودرمانی تنها در ۳۳ درصد مواقع، دستگاههای MRI در ۵۲ درصد مواقع، دستگاههای براکیتراپی تنها در ۴ درصد مواقع و ۵۱ درصد از ۶۵۱ داروی موجود در فهرست داروهای ضروری در دسترس نیستند. فهرست انتظار جراحی شامل بیش از ۱۰۰.۰۰۰ بیمار – بیش از ۱۱.۰۰۰ نفر از آنها کودک – است و در صورت ادامه محدودیتها در طول سال ۲۰۲۶، میتواند به ۱۵۰.۰۰۰ نفر افزایش یابد. در عین حال، بیش از ۳۲.۰۰۰ زن باردار به دلیل دسترسی محدود به سونوگرافی و حملونقل اورژانسی با خطرات بیشتری روبهرو هستند و ۲۸۸۸ بیمار همودیالیزی در صورت ادامه قطعی برق در معرض خطر عوارض جدی یا حتی مرگ هستند.
این منطق و عواقب این محاصره است. زمانی، قلعهها برای قطع آب، نان و امید محاصره میشدند. وجتیوس، نظریهپرداز رومی که آثارش در سراسر اروپای قرون وسطی کپی، ترجمه و حفظ شده است، آنرا با وضوحی بیان کرد که قرنها نتوانسته اند آنرا رد کنند: «تحریک کمبود در میان دشمنان، سریعترین، مؤثرترین و امنترین راه برای شکست دادن آنهاست.» این جمله میتوانست متعلق به وزارت امور خارجه یا وزارت خزانهداری ایالات متحده امروز باشد.
امروزه، از بانکها، فهرستها، تهدیدها، جریمهها، محدودیتها و کمپینهای رسانهای برای اهریمنی جلوه دادن یک دولت استفاده میشود. سلاحها تغییر کرده اند، اما هدف همچنان یکسان است: تضعیف آنچه نه خرد، نه قانون و نه تاریخ هنوز نتوانسته اند بر آن غلبه کنند.
سیاست در قبال کوبا بیرحمانه است، زیرا از آسیبی که قبلاً وارد شده آگاه است و با این حال همچنان به افزایش آن ادامه میدهد. این سیاست نامشروع است، زیرا تلاش میکند تصمیماتی را از خارج تحمیل کند که صرفاً متعلق به مردم کوبا است. این سیاست فراسرزمینی است، زیرا دولتها، شرکتها و مؤسسات ثالثی را که با کوبا تجارت میکنند، تهدید میکند. و از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع است، زیرا رنج انسانی را به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل میکند.
هیچ تحلیل صادقانهای نمیتواند بدون در نظر گرفتن شدت جنگ اقتصادی، به چالشهای کوبا بپردازد. این کشور با مشکلات، تنشها و نیازهای فوری مواجه است که نیازمند کار، اصلاحات، کارایی و نوآوری است. با این حال، تحریف واقعیت خواهد بود اگر این مشکلات را مستقل از سیاستی که به طور خاص برای تشدید آنها طراحی شده است، به تصویر بکشیم.
سال به سال، جامعه بینالمللی از سازمان ملل متحد میخواهد که به اقدامات یکجانبه دولت ایالات متحده پایان دهد. این توافق تقریباً به اتفاق آراء، صرفاً یک شعار کوبایی نیست، بلکه محکومیت جهانی عملی است که اصول اساسی حاکمیت، برابری دولتها و همزیستی متمدنانه را نقض میکند. هیچ کشوری حق ندارد مردم دیگری را برای وادار کردن به اطاعت مجازات کند. این مجازات اکنون نه تنها علیه مردم کوبا اعمال میشود، بلکه شامل همه کسانی میشود که با کوبا تجارت میکنند. تحریمهای ثانویه، بارزترین جلوه تأثیر فراسرزمینی این سیاست تحریمی است. هدف آنها مجبور کردن دولتها و شرکتها به خروج از کوبا تحت تهدید تحریمها مطابق با قوانین، مقررات و تحریمهای اعمال شده علیه کوبا است.
ایالات متحده در تلاش تاریخی خود شکست خورده است. خسارات عظیمی وارد کرده، هزینههای زیادی متحمل شده و موانع متعددی ایجاد کرده است، اما در به دست آوردن استقلال از کوبا موفق نبوده است. آنها نتوانستند کمبود را به تسلیم و فشار را به استعفاء تبدیل کنند. هر تلاشی برای محاصره، یک حقیقت اساسی را تأیید میکند: حاکمیت کوبا فروشی نیست. با این حال، سه نسل از کوباییها در این محاصره متولد شده اند و به دلیل تصمیم مستقل خود برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود، مجبور به زندگی در چنین شرایطی هستند.
کوبا به تجارت، سرمایهگذاری، فنآوری، تأمین مالی و روابط عادی با جهان نیاز دارد. این کشور حق دارد بدون تهدید توسعه یابد، مشکلات خود را بدون دخالت خارجی حل کند و آینده خود را بدون هیچ قدرت خارجی که سعی در تنظیم امور آن از خارج دارد، تعیین کند. این حق وابسته به تأیید واشنگتن نیست. این حق از عزت ملی و قوانین بینالمللی سرچشمه میگیرد.
محکومیت باید صریح باشد. جنگ اقتصادی باید پایان یابد. آزار و اذیت مالی باید پایان یابد. اقدامات فراسرزمینی باید پایان یابد. فهرستهای ننگین باید پایان یابد. سیاست محاصره علیه کوبا باید پایان یابد.
کوبا با قاطعیت به استکبار پاسخ میدهد. به مجازات، با مقاومت. در برابر دروغ، با حقیقت. در برابر تلاشها برای تسلیم اجباری، با اقتدار.
کوبا در برابر محاصره مقاومت میکند! کوبا از استقلال خود دست نخواهد کشید! کوبا تسلیم نخواهد شد!
