تارنگاشت عدالت
نویسنده: کارل میلر
برگرفته از لینکه تسایتونگ
۳ اوت ۲۰۲۶
یک کارزار بزرگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران، خطرمحتمل از اقدام تلافیجویانه علیه متمرکزترین سامانههای سوخت اسرائیل را به دنبال خواهد داشت و پس از آن، فشاری گستردهتر علیه پالایشگاهها، تأسیسات گاز طبیعی مایع (LNG)، سیستمهای برق و آب، تأسیسات ذخیرهسازی و سیستمهای صادرات کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس (GCC)، در صورتی که این کشورها بهعنوان تسهیلکنندگان کمپین تلقی شوند اعمال خواهد گردید. خطر استراتژیک فقط تأسیسات آسیبدیدهٔ منفرد نیست. این امر می تواند احتمالاً چندین سیستم بهشدت بههمپیوسته را سریعتر از آن چه بتوان منابع جایگزین، ظرفیت تعمیر و لجستیک اضطراری را بسیج کرد از کار بیاندازد.
برای تحلیل دفاعی، گزارش فرض میکند که فشار اولیه برای تلافی بر اسرائیل وارد خواهد شد، زیرا اسرائیل شرکتکننده مستقیم در جنگ خواهد بود و سیستم سوخت داخلی آن در دو پالایشگاه متمرکز است. سپس مدل نامبرده به بررسی فاز دوم تشدید میپردازد که در آن سیستمهای منتخب کشورهای شورای همکاری خلیجفارس ممکن است تحت فشار قرار گیرد مشروط بر این که این شناخت حاصل شود که از حریم هوایی در خلیج، از پایگاهها، لجستیک، اطلاعات، پشتیبانی انرژی یا جهتگیری سیاسی توسط آنها در حمایت از کمپین استفاده شده است.
سیستم منطقهای از چندین شبکه ملی تشکیل شده است که در نقشه متنوع به نظر میرسند اما به تعداد محدودی پالایشگاه، خطوط تولید LNG، تأسیسات تأمین مشترک، سیستمهای ذخیرهسازی، ترمینالهای دریایی و کریدورهای خطوط لوله وابستهاست. همان وابستگیهای فیزیکی و تجاری در هر کشور تکرار میشود: تأمین مطمئن برق، سیستمهای کنترل، جداسازی محصولات، دسترسی به دریا، تجهیزات یدکی، نیروی انسانی ماهر و پوشش بیمهای.
اسرائیل فاقد یک سیستم پالایش داخلی با تنوع جغرافیایی است. پالایشگاههای حیفا/بازان و اشدود تمام بار ملی تولید گازوئیل و نفتکوره/سوخت هواپیمایی را بر عهده دارد. مجتمع بزرگتر حیفا حدود دو سوم از بار پایه ترکیبی فرآوردههای سبک میانی و حدود ۷۰ درصد از گازوئیل را تأمین میکند. اشدود در صورت از کار افتادن حیفا تنها جایگزین داخلی قابل توجه است.
حیفا/بازان به دلیل ترکیب بزرگترین ظرفیت پالایش با سیستمهای پشتیبانی به هم پیوسته، اصلیترین ریسک امنیتی سوخت در اسرائیل را تشکیل میدهد. یک اختلال احتمالی برای ایجاد کمبودی در سطح ملی، نیازی به از کار انداختن تمام واحدهای نفت خام یا تبدیل نخواهد داشت. از دست دادن یکپارچگی برق، بخار، هیدروژن، انتقال داخلی، سیستمهای کنترل، ظرفیت مخزنگاه میتواند به طور همزمان چندین خط فرآیندی را محدود کند.
حیفا روزانه تقریباً ۵۷.۶ هزار بشکه دیزل و ۱۰.۷ هزار بشکه سوخت جت/نفتکوره تأمین میکند. اگر حیفا از کار بیفتد و اشدود به فعالیت خود ادامه دهد، عرضه داخلی فرآوردههای نفتی سبک به حدود ۳۶ هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت. بدون در نظر گرفتن جبران موجودی، تلفات توزیع یا محدودیتهای کیفی، مقایسه با تقاضای پایدار ۸۸ هزار بشکه در روز، نیاز جایگزین حدود ۵۲ هزار بشکه در روز خواهد بود.
اصطلاحاً «آشدود» از نظر استراتژیک مهم است، نه بهخاطر اندازه مطلق آن، بلکه بهخاطر اینکه تنها جایگزین قابلتوجه داخلی برای پالایش است. اگر تنها پالایشگاه اشدود از کار بیفتد، در حالی که حیفا عملیاتی باقی بماند، کسری پایدار تقریباً ۱۹.۷ هزار بشکه در روز خواهد بود. این کسری تنها در صورتی قابل مدیریت است که دریافت، تأیید، ذخیرهسازی و توزیع داخلی همچنان کارا باقی بمانند و از طریق محمولههای متنوع و کاهش کنترلشده ذخایر جبران شود.
اگر هر دو پالایشگاه تعطیل شوند، تولید داخلی سوخت دیزل متوسط از حدود ۱۰۴.۳ هزار بشکه در روز به صفر کاهش خواهد یافت. در یک سناریوی پایدار، در آن صورت حدود ۸۸ هزار بشکه در روز باید از ذخایر موجود و واردات تأمین شود. این امر از خرید جایگزین معمول در بازار نقدی فراتر خواهد رفت و مستلزم تخصیص استثنایی منابع متفق، مداخله دولت و عملکرد صحیح کانالهای تأمین است.
احتمالاً ضدحمله تلافیجویانهٔ فوری و بلافاصله متوجه اسرائیل خواهد بود، زیرا سیستم سوخت آن متمرکز است، وضعیت نظامیاش تا حد زیادی به سوخت وابسته است و توانایی جایگزینی از دست دادن هر دو پالایشگاه به تأمین بیوقفه و ذخایر محدود بستگی دارد. یک کارزار گستردهتر علیه سامانههای کشورهای شورای همکاری خلیجفارس با اختلال همزمان در پالایشگاهها، تأسیسات گاز طبیعی مایع (LNG)، تأمین برق و آب، تأسیسات ذخیرهسازی، بنادر و مسیرهای جایگزین صادرات تأثیر منطقه ای و جهانی بیشتری خواهد داشت. رقابت سرنوشتساز بین سرعت ایجاد اختلال در سیستم و سرعت جایگزینی، تعمیر و بازگشت به عملیات تجاری صورت خواهد گرفت.
