تارنگاشت عدالت
نویسنده: راینهارد لاوترباخ
برگرفته از: دنیای جوان
۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵
ارتش اوکراین طبق اظهاراتش و همینطور اظهارات مؤسسات تحلیلگر غربی دوست دارای ۸۰۰ هزار سرباز است. بنا بر اظهارات همان منابع هماکنون ۴۰۰ هزار نفر آنها در جبهه به سر می برند و یا حداقل باید به سر برند. ولی ظاهراً واقعیت تصویر دیگری را نشان می دهد.: در هشت ماه گذشته امسال حداقل ۱۴۲ هزار سرباز از زیر پرچم فرار کرده اند. کاچانفسکی روز یک شنبه در سرویس آنلاین X اعلام کرد که این ارقام با در نظر گرفتن تحقیقات آغاز شده به مراتب کمتر از ارقام واقعی است، زیرا فرماندهان در مورد غیبت های کوتاه مدت از خدمت معمولاً برای جلوگیری از ایجاد مشکل با روسای خود به دلیل «معضلات انضباطی» و یا «رهبری ضعیف» سخاوتمندانه رفتار می کنند.
اگر داده های رسمی را در نظر گیریم می بینیم که پدیده غیبت ناموجه در سال جاری به شدت افزایش پیدا کرده است: از زمان ورود ارتش روسیه، مقامات اوکراین در ۲۶۵۸۴۳ مورد تحقیقات مرتبط را آغاز کرده اند. اگر در نظر بگیریم که بیش از نیمی از تحقیقات رسمی مرتبط تنها در چهارمین سال جنگ صورت گرفته است، سرعت و دینامیک این روند را بهتر درک می کنیم. ارقام ماهانه فراریان از زیر پرچم در سال ۲۰۲۵ نسبتاً با ثبات بوده است وماهانه بین ۱۶ هزار تا ۱۹ هزار نفر را بالغ می شود. اگر تحقیقات مرتبط ۱۴۲ هزار نفر از ژانویه تا کنون را به بقیه سال تعمیم دهیم این رقم تا ماه دسامبر به ۲۱۰ هزار نفر می رسد که اگر به طول تمام جنگ تعمیم دهیم بالغ بر ۳۳۰ هزار نفر خواهد شد – سهمی حدود دو سوم سال جاری.
در نتیجه اگر از این نقطه حرکت کنیم که نیم دوم سربازانی که در محلی دور از جبهه مشغول انجام وظیفه اند، انگیزه ای برای فرار از زیر پرچم ندارند و غیبت موقت آنان زیاد چشم گیر نیست موارد ثبت و محکوم شده تقریباً ۳۰درصد قدرت بایستی نیروها در جبهه را تشکیل می دهد.
تفاوت بین «ترک خودسرانه» و «فرار از زیر پرچم» از نظر حقوقی مدت غیبت سربازان است. تا یک هفته «مرخصی به میل خود» معمولاً تحمل می شود، مشروط براین که سرباز نامبرده بعد از آن خود را به واحد مربوطه معرفی کند. حتی – حداقل از نظر تئوریک مواجب سرباز برای مدت «مرخصی» پرداخت می شود. در نتیجه رفتار شل و ول رهبری ارتش اوکراین مسئول این امر است که یک سیستم منظم بین خدمت در جبهه و مرخصی وجود نداشته باشد و سربازان از نظر تئوریک البته اگرتا امروز کشته نشده باشند از لحظه ورود به خدمت تاکنون بی وقفه و در بدترین شرایط سه سال و نیم در جبهه به سر می برند.
این که سیستم «چرخش» عمل نمی کند به ان علت است که جریان نیروهای ذخیره به ارتش نا منظم است و در نتیجه جایگزینی آنها قابل پیش بینی نیست. رقم ۳۰ هزار سربازگیری جدید در ماه اغلب عملی نمی شود. تا چه حد خدمت در جبهه در بین جمعیت مذکر کشور غیرمحبوب است را می توان غیر مستقیم از رشد سریع رشوه خواری که در مؤسسات سربازگیری رایج است و اجرا می شود، نتیجه گرفت. یک سرباز میهن پرست برافروخته و خشمگین اوکراینی از واحدی در ماوراءکارپات نوشته بود، «تعرفه» در این بین برای اینکه فرد مشمول، واحد خود را خود تعیین کند ۸ هزار دلار و برای این که معافیت بگیرد ۳۰ هزار دلار است. البته تضمینی برای بعد وجود ندارد، زیرا مثلاً گواهی برای ضروری بودن فرد به دلیل « فعالیت های حیاتی جنگی» دور از جبهه مستلزم رشوه بیشتری است.
در پس توصیفات دراماتیک فرماندهان اوکراینی در مورد کمبود نیروی انسانی در واحدهایشان احتمالاً فاکتور فرار از زیر پرچم و یا ترک خودسرانه جبهه نقش مهمی ایفا می کند. بدون این که بخواهیم به خسارتهای جانی کم بها دهیم: وقتی که مقامات نظامی روسیه به طور روتین از صدها و یا هزار نفر «مبارزین اوکراینی» کشته گزارش می کنند به احتمال زیاد این ارقام غلوآمیزند.
