۱۲ اندیشکده، ۳۰ پروژۀ تحقیقاتی – یک مأموریت: چگونه واشنگتن طرح مهار چین را تدوین کرد

 

تارنگاشت عدالت

 

نویسنده: میشائیل هولیستر
برگرفته از: گلوبال‌بریج
۱۱ مه ۲۰۲۶

 

۱. نقطه ورود استراتژیک
در تابستان ۲۰۱۶، شرکت RAND پژوهشی را منتشر کرد که عنوان آن به دشواری خونسردی تحلیلی محتوای آن‌را برملا می‌کرد: «جنگ با چین – اندیشیدن به امور غیرقابل تصور.» دیوید گومپرت، مدیر موقت سابق اطلاعات ملی، و همکارانش در یک پژوهش ۱۱۶ صفحه‌ای، چهار سناریوی درگیری – با شدت کم و زیاد، و در بازۀ زمانی کوتاه و درازمدت را – در دو مقطع مقایسه: ۲۰۱۵ و ۲۰۲۵ مدل‌سازی کردند. این مطالعه یک تهدید نبود. این یک ارزیابی بود. و حاوی یافته‌ای بود که از آن زمان به بخش جدایی‌ناپذیر هر بحث استراتژیک جدی تبدیل شده است: طبق گفته RAND، تا سال ۲۰۲۵، جنگ با چین «شدید، بسیار مخرب و در عین حال طولانی» – برای هر دو طرف پرهزینه، بدون برنده مشخص، و با خسارات قابل محاسبه تنها در صورت اجتناب از آن، خواهد بود.

تا سال ۲۰۲۵. این پژوهش در سال ۲۰۱۶ به نگارش درآمده است و ما اکنون در سال ۲۰۲۶ هستیم.

هر کس که سیاست خارجی آمریکا را در هجده ماه گذشته – بدون استفاده از تقویم مشاهده کرده باشد-، نکته اساسی را نادیده گرفته است. عملیات «عزم مطلق» در ونزوئلا، عملیات «خشم حماسی» علیه ایران، محاصره گزینشی تنگه هرمز، تحریم‌ها علیه پتروشیمی هنگلی، حکم دادگاه قانون اساسی در مورد سی کی هاچیسون در پاناما، رزمایش بالیکاتان در لوزون، گسترش کواد و آئوکوس، تغییر بار مسؤولیت فراتر از هدف پنج درصدی توافق شده در اجلاس ناتو در لاهه – همه این‌ها در گزارش‌های خبری روزانه به عنوان مجموعه‌ای از رویدادهای جداگانه، که از سوی یک رییس‌جمهور غیرقابل پیش‌بینی و وزیر دفاع او هدایت می‌شوند، ظاهر می‌شوند.

اما قضیه برعکس است. این اجرای طرحی است که در بیش از ۳۰ پژوهش از دوازده اندیشکده برجسته آمریکایی بین سال‌های ٢٠١۴ تا ٢٠٢۶ ترسیم شده است. آن‌چه دولت ترامپ از ژانویه ۲۰۲۵ اجرا کرده است، فهرستی از توصیه‌های RAND، شورای روابط خارجی، بنیاد هریتیج، شورای آتلانتیک، مرکز امنیت نوین آمریکا، مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای، مؤسسه بروکینگز، بنیاد کارنگی، مؤسسه کوئینسی، مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک و مؤسسه امریکن انترپرایز است که به ترتیبی که در بازه زمانی مشخص شده به وسیلۀ گومپرت در سال ٢٠١۶ تعیین شده بود، انجام شده است.

این تحلیل، چگونگی تدوین استراتژی مهار چین از سوی جمعی از معماران اندیشکده‌های آمریکایی را بازسازی می‌کند، هفت توصیه‌ای را که در تمام مطالعات وجود دارد، شناسایی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این توصیه‌ها کلمه به کلمه در اسناد استراتژی دولت ترامپ – استراتژی امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ و استراتژی دفاع ملی ژانویه ۲۰۲۶ – ظاهر می‌شوند. این تحلیل نشان می‌دهد که این توصیه‌ها در کجا به واقعیت عملیاتی تبدیل شده اند. این‌که ترامپ در مرحله بعد چه خواهد کرد – و چه مکانیسمی دستی را که به سمت آن دراز می‌شود، هدایت می‌کند – موضوع بخش دوم است.

۲. گروه معماران: این‌ها چه نهاد‌هایی هستند؟
دوازده اندیشکده، بیش از ۳۰ پژوهش، یک دوره دوازده ساله. این فهرست انتخابی دلخواه نیست. این فهرست شامل دوازده مؤسسه‌ای است که از سال ۲۰۱۴ بر بحث‌های استراتژیک در مورد چین در واشنگتن تسلط داشته اند – که بر اساس تیراژ، جابه‌جایی پرسنل بین پنتاگون و مؤسسات تحقیقاتی و فراوانی استنادها در اسناد دولتی اندازه‌گیری شده اند.

در صدر این فهرست، شرکت رند (RAND) قرار دارد که در سال ۱۹۴۸ به عنوان اندیشکده داخلی نیروی هوایی ایالات متحده تأسیس شد و اکنون دارای مراکز تحقیقاتی در سانتا مونیکا، پیتسبورگ و بروکسل است. بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، رند حداقل نه مطالعه در مورد مسأله چین منتشر کرد، از «کارت امتیاز نظامی ایالات متحده و چین» اریک هگینبوتام در سال ۲۰۱۵، تا «جنگ با چین» گومپرت در سال ۲۰۱۶، «بازنگری درگیری با چین» در سال ۲۰۱۷، «تلاش چین برای برتری جهانی» در سال ۲۰۲۱، تا «نظریه‌های نظامی ایالات متحده در مورد پیروزی برای جنگ با جمهوری خلق چین» در سال ۲۰۲۴ و «بازدارندگی اقتصادی در صورت وقوع اقدام نظامی بالقوه چین علیه تایوان» در سال ۲۰۲۵. کارکنان رند به طور معمول بین پست‌های تحقیقاتی و پست‌های دولتی جابه‌جا می‌شوند – خود گومپرت از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ مدیر موقت اطلاعات ملی بود.

در سال ۲۰۱۵، شورای روابط خارجی (CFR) مقالۀ مهم «بازنگری استراتژی کلان ایالات متحده در قبال چین» نوشته رابرت بلک‌ویل و اشلی تلیس را منتشر کرد، مقاله‌ای بنیادی که آغازگر تغییر تحلیلی از تعامل به مهار در درون نخبگان سیاست خارجی آمریکا بود. بلک‌ویل، سفیر سابق در هند و معاون مشاور امنیت ملی در دوران بوش، این کار را با «اجرای استراتژی کلان در قبال چین» در سال ۲۰۲۰ دنبال کرد و دستورالعمل‌های اجرایی مشخصی را ارایه داد.

بنیاد هریتیج به عنوان پل ساختاری بین سیاست‌های محافظه‌کارانه و دولت ترامپ عمل می‌کند. «ضرورت اولویت‌بندی» که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد و با همکاری الکس ولز-گرین و دیگران نوشته شده است، ایده اصلی را که اکنون در استراتژی دفاع ملی (NDS) منعکس شده است، بیان می‌کند: ارتش آمریکا دیگر نمی‌تواند هم‌زمان دو جنگ بزرگ را انجام دهد، بنابراین واشنگتن باید متحدان خود را در اروپا، خاورمیانه و کره مجبور کند تا بار جنگ علیه روسیه، ایران و کره شمالی را به دوش بکشند – و اطمینان حاصل کند که تمام منابع ایالات متحده برای چین در دسترس باقی می‌ماند. فصل «TIDALWAVE» هریتیج از سال ۲۰۲۶ این منطق را گسترش می‌دهد تا شبیه‌سازی‌های جنگی مبتنی بر هوش مصنوعی را برای درگیری با چین دربر بگیرد.

شورای آتلانتیک نسخه سازگار با ناتو را با عنوان «استراتژی جهانی ۲۰۲۱: یک استراتژی متحد برای چین» ارایه داد: مهار به عنوان یک پروژه فراآتلانتیکی. مرکز امنیت نوین آمریکا (CNAS)، که در سال ۲۰۰۷ به عنوان یک اندیشکده متمایل به دمکرات‌ها تأسیس و به پلی برای مشاوران اوباما به پنتاگون تبدیل شد، بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ حداقل پنج مطالعه مرتبط – از «توازن متقابل: تیم قرمز برای ایجاد توازن مجدد در آسیا و اقیانوسیه» در سال ۲۰۱۶ تا «خیزش به سوی چالش چین» در سال ۲۰۲۰ تولید کرد. مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) با مقاله خود در سال ۲۰۲۰ با عنوان «تعریف الماس» (Defining the Diamond)، به طور قابل توجهی درک مدرن از معماری کواد را شکل داد. علاوه بر این، CSIS در تحلیل استراتژیک خود با عنوان «استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ بر اساس اعداد»، دکترین دفاعی دولت دوم ترامپ را تأیید و رمزگشایی کرد.

افزون بر این، مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای (CSBA) با کتاب «حفظ تعادل: یک استراتژی دفاعی اورآسیای ایالات متحده» نوشته اندرو کرپینویچ در سال ۲۰۱۷، الگوی فکری منطق «نخستین زنجیره جزایر به عنوان یک مانع» را ارایه می‌دهد.

نظرات تخصصی این چارچوب اصلی را تکمیل می‌کنند. بروکینگز، که به طور سنتی چپ میانه‌رو است، از سال ۲۰۲۰ حداقل سه مطالعه اساسی در مورد چین با مشارکت لیندسی فورد، رایان هاس و مایکل اوهانلون انجام داده است. بنیاد کارنگی با ارایه کار مایکل سواین در مورد FOIP و «میراث یا مسؤولیت» کریس چیویس در سال ۲۰۲۵، آرای مخالف انتقادی منتشر می‌کند. مؤسسه کوئینسی، که در سال ۲۰۱۹ به عنوان صدایی برای خویشتن‌داری واقع‌گرایانه تأسیس شد – در مقاله راشل اسپلین اودل در سال ۲۰۲۲ با عنوان «انکار فعال»، میانه‌روی را توصیه می‌کند با این حال، از نظر استراتژیک، به طور خاص در جایی که منطق دفاعی-محدودکننده مورد نیاز است، از آن استفاده می‌شود. مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) با «ارزیابی‌های امنیتی منطقه‌ای آسیا و اقیانوسیه» سالانۀ خود، آگاهی موقعیتی ارایه می‌دهد. مؤسسه امریکن انترپرایز (AEI) با کار راجر نوریگا در مورد استراتژی انرژی نیمکره، دیدگاه قاره‌ای آمریکا را ارایه می‌دهد.

آن‌چه این دوازده نهاد را به هم متصل می‌کند، «درب گردان» است. اریک هگینبوتام، نویسنده مجموعه «کارت امتیاز» در RAND، پیش از این در دفتر ملی تحقیقات آسیایی و در بخش ارزیابی شبکۀ دفتر وزیر دفاع کار می‌کرد. دیوید گومپرت، عضو ارشد RAND، مشاور ارشد امنیت ملی در ائتلاف موقت در عراق و در نهایت، از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰، مدیر موقت اطلاعات ملی بود. کریستینا گارافولا، نویسنده مشترک مطالعه RAND در سال ۲۰۱۶، از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ در دفتر وزیر دفاع در مورد اجرای استراتژی دفاع ملی و استراتژی هند و اقیانوس آرام کار می‌کرد.

برجسته‌ترین نمونه این نوسان پاندولی، البریج کولبی است. کولبی به عنوان یکی از نویسندگان خط «ضرورت اولویت‌بندی» – و رییس سابق استراتژی پنتاگون در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ – بیش از یک دهه را صرف زمینه‌سازی، از طریق مطالعات، مقالات و انتشار کتاب، برای چارچوب تحلیلی کرد که اکنون به عنوان دکترین رسمی در استراتژی دفاع ملی (NDS) ژانویه ۲۰۲۶ ظاهر می‌شود. کتاب او در سال ۲۰۲۱، «استراتژی انکار»، همان منطقی را بیان می‌کند که هگزت اکنون در حال اجرای آن است. خواندن NDS، تا حد زیادی، خواندن سخنان خود کولبی است.

رابرت بلک‌ویل، نویسنده این پژوهش بنیادی شورای روابط خارجی در سال ۲۰۱۵، سفیر هند و معاون مشاور امنیت ملی در دوران بوش بود. اشلی تلیس، نویسنده همکار او، مدیر ارشد شورای امنیت ملی بود و اکنون عضو ارشد کارنگی است. الکس ولز-گرین، نویسنده همکار هریتیج در «ضرورت اولویت‌بندی»، اکنون به عنوان مشاور ارشد در وزارت دفاع هگزت کار می‌کند. این فهرست می‌تواند ادامه داشته باشد.

این درهم تنیدگی افراد، فساد نیست – بلکه دقیقاً همان شیوه عملکرد نهاد استراتژیک آمریکا است. محتوای این مطالعات اغلب از سوی همان افرادی نوشته می‌شود که بعداً، در مناصب دولتی، مسؤول اجرای آن‌ها هستند. گذار از توصیه به دکترین از طریق مباحث پارلمانی یا مشاوره‌های عمومی انجام نمی‌شود، بلکه از طریق مسیر شغلی قشر نسبتاً کوچکی از تحلیلگران استراتژیک که بین رؤسای اندیشکده‌ها و میزهای پنتاگون در رفت و آمد هستند (درب گردان)، صورت می‌گیرد.

۳. هفت توصیۀ هم‌پوشان
هر کسی که بیش از ۳۰ پژوهش از دوازده اندیشکده را کنار هم قرار دهد و توصیه‌های تکراری را فیلتر کند، با هفت دسته مواجه خواهد شد که – به طور یکسان یا تقریباً یکسان – در کل متون علمی ظاهر می‌شوند. آن‌ها اسکلت استراتژی مهار را تشکیل می‌دهند.

نخست: تقویت اتحاد هند و اقیانوس آرام (ایندو-پاسیفیک Indo-Pacific).
RAND («تلاش چین برای برتری جهانی»، ۲۰۲۱)، CFR (بلکویل/تلیس، ۲۰۱۵)، شورای آتلانتیک (۲۰۲۱)، CSIS (2020) و IISS APRSA (2022/2023) – همگی گسترش حلقه‌ای متراکم از اتحادها را توصیه می‌کنند: Quad (ایالات متحده، ژاپن، استرالیا، هند)، AUKUS (ایالات متحده، بریتانیا، استرالیا) و تعمیق روابط دوجانبه با فیلیپین، کره جنوبی، ویتنام و تایوان.
هدف: یک شبکه قابل استفاده نظامی در امتداد زنجیره‌های جزیره اول و دوم که آزادی عمل منطقه‌ای چین را محدود می‌کند.
وضعیت فعلی: اجراء از سال ۲۰۲۵ با شدت بالا در حال انجام بوده است، و رزمایش‌هایی مانند Balikatan 2026 (١۷٠٠٠ سرباز، هفت کشور) به عنوان مشهودترین شواهد عمل می‌کنند.

دوم: کند کردن سرعت چین از نظر فن‌آوری.
RAND («کارت امتیاز نظامی ایالات متحده و چین» ٢٠١۵، «نظریه‌های پیروزی» ٢٠٢۴)، CNAS («خیزش به سوی چالش چین» ۲۰۲۰)، هریتیج («پیروزی در جنگ سرد جدید»)، بروکینگز (هس ۲۰۲۰) – توصیه‌ها از کنترل صادرات نیمه‌هادی‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی گرفته تا محدودیت‌هایی در محاسبات کوانتومی و فن‌آوری‌های ۵G/6G را شامل می‌شود.
وضعیت فعلی: فعال. از ژانویه ٢٠٢۶، دفتر صنعت و امنیت – تحت نظر وزیر بازرگانی ایالات متحده – ٢۵ درصد هزینه اضافی برای صادرات مجدد تراشه‌های پیشرفته مانند H200 و MI325X اعمال کرده است. در فوریه ٢٠٢۶، شرکت Applied Materials مبلغ ١۶۵ میلیون دلار برای صادرات مجدد پرداخت کرد. شرکت پتروشیمی هنگلی دالیان، به همراه تقریباً ۴٠ کشتی و شرکت دیگر، در آوریل ٢٠٢۶ تحریم شد.

سوم: انتقال بار مسؤولیت به دوش متحدان.
بنیاد هریتیج («ضرورت اولویت‌بندی»، ۲۰۲۴) این موضوع را به صراحت بیان می‌کند: ارتش ایالات متحده فقط قادر به انجام یک جنگ بزرگ است. در نتیجه، متحدان در اروپا، خاورمیانه و شبه جزیره کره باید در درجه نخست بار منطقه‌ای را خودشان به دوش بکشند، با «حمایت حیاتی اما محدود ایالات متحده.» این منطق به طور کامل در NDS ژانویه ۲۰۲۶ و NSS دسامبر ۲۰۲۵ («شبکه تقسیم بار») تکرار شده است.
وضعیت فعلی: در اجلاس ناتو در لاهه در ژوئن ۲۰۲۵، قطع‌نامه‌ای برای اختصاص پنج درصد از تولید ناخالص داخلی به دفاع تصویب شد – اقدامی که از سوی ۳۱ کشور از ۳۲ کشور عضو امضاء شد. دولت فدرال آلمان متعاقباً بودجه‌های دفاعی خود را بر این اساس افزایش داده است.

چهارم: زنجیره جزایر اول به عنوان یک مانع دفاعی.
«بازنگری درگیری با چین» از RAND (2017)، کرپینویچ از CSBA (2017)، CSIS (2020)، NSS (دسامبر ٢٠٢۵) و NDS (ژانویه ٢٠٢۶). انتخاب کلمات تقریباً به طور یکسان هم‌پوشانی دارند. NSS (دسامبر ٢٠٢۵) بیان می‌کند: «ما ارتشی خواهیم ساخت که قادر به دفع تجاوز در هر نقطه از زنجیرۀ جزایر اول باشد.» NDS (ژانویه ٢٠٢۶) بیان می‌کند: «ما یک دفاع بازدازندۀ نیرومند در امتداد زنجیره جزایر اول (FIC) ایجاد خواهیم کرد.» این به منزله پذیرش مستقیم اصطلاحات RAND/CSBA است.
وضعیت فعلی: یک سیستم قابلیت میان‌برد به طور دایم در شمال لوزون مستقر شده است. NMESIS (سیستم اطلاعات و امنیت نظامی ملی) در سال ۲۰۲۶ در نزدیکی بالیکتان مستقر شده است. و مذاکرات دسترسی به پایگاه با ویتنام و فیلیپین در حال انجام است.

پنجم: بازدارندگی اقتصادی و برنامه‌ریزی تحریم‌ها.
مطالعه RAND برای سال ۲۰۲۵، «بازدارندگی اقتصادی در صورت وقوع درگیری»، به عنوان مرجع اصلی در اینجا عمل می‌کند. این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه تحریم‌های آمریکا و متحدانش می‌توانند چین را در صورت وقوع درگیری – با هدف قرار دادن منابع نفتی، واردات نیمه‌رساناها، اتصال سوئیفت و ذخایر ارزی – فلج کنند. بنیاد هریتیج و شورای روابط خارجی چارچوب‌های مفهومی موازی ارایه می‌دهند.
وضعیت فعلی: مقدمات در حال انجام است و تحریم‌های هنگلی (۲۴ آوریل ۲۰۲۶) به عنوان اولین مورد آزمایشی عملیاتی قابل مشاهده عمل می‌کند. محاصره گزینشی تنگه هرمز که در آوریل ۲۰۲۶ اجرا شد، ۱۵ تا ۲۰ درصد بار اضافی بر واردات نفت چین تحمیل می‌کند – پس از ۵ درصدی که قبلاً با عملیات عزم مطلق در ونزوئلا قطع شده بود. مطالعه RAND «بازدارندگی اقتصادی در صورت وقوع درگیری» در مدل‌سازی خود فراتر از آن چیزی می‌رود که اکثر تحلیل‌های ثانویه اذعان می‌کنند. این مطالعه بین «بازدارندگی از طریق انکار» و «بازدارندگی از طریق مجازات» تمایز قایل می‌شود و نتیجه می‌گیرد که تحریم‌های آمریکا تنها در صورتی تأثیر قابل توجهی خواهند داشت که «قبل» از یک درگیری اعمال شوند و در صورت درگیری، با هماهنگی متحدان اعمال شوند. RAND استدلال می‌کند که تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا صرفاً چین را مجبور به تغییر مسیر زنجیره‌های تأمین خود می‌کند – یک تنظیم دردناک، اما نه تعیین‌کننده. طبق این مطالعه، اهرم تعیین‌کننده در اختیار اتحادیه اروپایی، به علاوه ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و هند است. این منطق تقریباً کلمه به کلمه در استراتژی امنیت ملی دسامبر ٢٠٢۵ (NSS) تکرار شده است، که شبکه اتحاد آمریکا را به عنوان یک بلوک اقتصادی با ٣۵ تریلیون دلار قدرت اقتصادی اضافی توصیف می‌کند – در مقایسه با قدرت اقتصادی کمی کم‌تر از ۱۸ تریلیون دلار چین. تحریم‌های هنگلی در ٢۴ آوریل ٢٠٢۶، به عنوان یک آزمایش عمل کرد: نه به این دلیل که پتروشیمی هنگلی دالیان برای چین از اهمیت وجودی برخوردار است، بلکه به این دلیل که این تحریم‌ها برای آزمایش اثربخشی عملیاتی مکانیسم‌های هماهنگ با شرکای اروپایی در شرایط دنیای واقعی طراحی در نظر گرفته شده بودند.

ششم: تقویت پایگاه اقتصادی و صنعتی-دفاعی ایالات متحده.
RAND، Heritage، CSBA، USAWC Press 2024 – همه برای بازسازی مهمات و تولید کشتی‌سازی آمریکا فشار می‌آورند. Heritage محاسبه می‌کند که بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴، نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق از ۲۷۱ به ۳۲۸ کشتی افزایش یافته است، در حالی‌که نیروی دریایی ایالات متحده در کمی کم‌تر از ۲۹۰ کشتی راکد مانده است. NDS ژانویه ۲۰۲۶ به صراحت این ضرورت را به عنوان خط چهارم تلاش خود معرفی می‌کند: «تقویت پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده».
وضعیت فعلی: قانون مجوز دفاع ملی ۲۰۲۶ شامل بودجه‌های هنگفتی برای گنبد طلایی، نوسازی هسته‌ای و تولید مهمات است.

هفتم: وابستگی انرژی چین به عنوان یک اهرم استراتژیک.
این توصیه، ترکیبی از چندین منبع است – این توصیه به صراحت در هیچ مطالعه شاخصی ذکر نشده است، بلکه در سراسر «TIDALWAVE 2026» هریتیج (که وابستگی چین به واردات نفت را به عنوان یک «آسیب‌پذیری اصلی» شناسایی می‌کند و ایران را به عنوان تأمین‌کننده اصلی معرفی می‌کند)، نوریگا از AEI در مورد استراتژی انرژی نیمکره‌ای، «بازدارندگی اقتصادی ٢٠٢۵» از RAND و منطق زیربنایی چندین مطالعه CSIS توزیع شده است.
وضعیت فعلی: عملیات عزم مطلق در ونزوئلا تقریباً پنج درصد از عرضه نفت چین را به خود اختصاص داده است. عملیات خشم حماسی – همراه با محاصره انتخابی تنگه هرمز – ١۵ تا ٢٠ درصد دیگر نیز برای آن هزینه داشته است. امروزه، چین بیش از ۷۰ درصد از نفت خود را از طریق مسیرهای دریایی تأمین می‌کند – و واشنگتن اکثر گلوگاه‌های حیاتی را کنترل می‌کند. میزان این اهرم دقیقاً در مطالعات فوق‌الذکر تعیین شده است.

«TIDALWAVE 2026» هریتیج، به عنوان بخشی از پروژه شبیه‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی خود، به صراحت مؤلفه ایران را تجزیه و تحلیل کرد: در اوت ۲۰۲۴، ایران تقریباً ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام در روز به چین صادر کرد – که بیش از یک پنجم کل واردات چین از خلیج فارس را تشکیل می‌دهد. تجزیه و تحلیل هریتیج نتیجه می‌گیرد که اختلال در این محموله‌ها، بلافاصله ظرفیت چین برای ادامه عملیات رزمی را محدود می‌کند. عملیات خشم حماسی با نابود کردن تأسیسات هسته‌ای ایران، دقیقاً به این مؤلفه حمله کرد – نه صرفاً به عنوان یک اقدام عدم اشاعه هسته‌ای، بلکه به عنوان یک حمله سیاست انرژی علیه مجتمع نظامی-صنعتی چین. هریتیج این ارتباط را در یک جمله بیان می‌کند که چگالی استراتژیک مطالعه را آشکار می‌کند: «اختلال در این واردات بلافاصله ظرفیت جمهوری خلق چین را برای نبرد پایدار محدود می‌کند – بینشی که پی‌آمدهای سیاسی مستقیمی دارد.» به عبارت دیگر: آن‌چه که سیاست ایران به نظر می‌رسد، در واقع سیاست چین به شیوه‌ای دیگر است. و دولت ترامپ این برداشت را در فوریه ۲۰۲۶ تکمیل کرد.

هفت توصیه، دوازده اندیشکده، بیش از ۳۰ بررسی. آن‌چه که به نظر می‌رسد تنوع تحلیلی باشد، در اصل، یک هم‌گرایی فکری قابل توجه است.

۴. از سند استراتژی تا دکترین
در واشنگتن، اسناد استراتژی به طور سنتی مصالحه هستند. آن‌ها نه منعکس کننده دقیق‌ترین تحلیل‌ها، بلکه بازتاب دهندۀ کوچک‌ترین مخرج مشترک بین ریاست جمهوری، پنتاگون، وزارت امور خارجه و سازمان‌های اطلاعاتی هستند. هر کسی که استراتژی امنیت ملی ۲۰۱۷ را با استراتژی ۲۰۲۲ مقایسه کند، متوجه تعادل خواهد شد: زبان محتاطانه، تعاریف گسترده و اجتناب عمدی از تعهدات بیش از حد ملموس.

سند راهبردی امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ و سند راهبردی امنیت ملی ژانویه ۲۰۲۶ این سنت را می‌شکنند. آن‌ها نه تنها از اسناد قبلی خود کوتاه‌تر هستند – سند راهبردی امنیت ملی شامل ۳۴ صفحه است، در مقایسه با ۸۰ صفحه در زمان بایدن – بلکه در اتخاذ اصطلاحات اندیشکده‌ها نیز به طور قابل توجهی صریح‌تر هستند. کسانی که این مطالعات را خوانده اند، اسناد استراتژی را به عنوان گزارش اجراء تفسیر خواهند کرد.

روشن‌ترین مثال، زنجیره جزایر اول است. استراتژی امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ بیان می‌کند: «ما ارتشی خواهیم ساخت که قادر به دفع تجاوز در هر کجای زنجیره جزایر اول باشد. اما ارتش آمریکا نمی‌تواند و نباید مجبور باشد این کار را به تنهایی انجام دهد.» استراتژی امنیت ملی ژانویه ۲۰۲۶ می‌افزاید: «ما یک بازدارندگی دفاعی نیرومند در امتداد زنجیره جزایر اول (FIC) ایجاد خواهیم کرد. ما هم‌چنین متحدان و شرکای کلیدی منطقه‌ای را ترغیب و قادر خواهیم ساخت تا برای دفاع جمعی ما کارهای بیش‌تری انجام دهند.» انتخاب کلمات – «انکار تجاوز»، «دفاع انکار» – با زبان RAND در «کارت امتیاز» هگینبوتام در سال ۲۰۱۵ و «حفظ تعادل» کرپینویچ در سال ۲۰۱۷ مطابقت دارد. این نه تنها همان خط مفهومی است، بلکه یک اقتباس زبانی مستقیم نیز هست.

فرمول‌بندی در مورد روسیه حتی واضح‌تر است. سند راهبردی امنیت ملی ژانویه ۲۰۲۶ روسیه را با این کلمات طبقه‌بندی می‌کند: «روسیه برای آینده‌ای قابل پیش‌بینی، یک تهدید مداوم اما قابل مدیریت برای اعضای شرقی ناتو باقی خواهد ماند.» این فرمول‌بندی – «تهدید مداوم اما قابل مدیریت» – دقیقاً منعکس‌کننده زبان‌شناسی منطق هریتیج از «ضرورت اولویت‌بندی» ۲۰۲۴ است: روسیه دیگر تهدید نظامی مرکزی نیست که ارتش ایالات متحده باید در برابر آن آماده باشد. روسیه قابل مدیریت است. وظیفه اصلی به آسیا منتقل می‌شود. هریتیج دقیقاً این ایده را به عنوان یک ضرورت استراتژیک در سال ۲۰۲۴ تدوین کرد. سند راهبردی امنیت ملی آن‌را در سال ۲۰۲۶ به دکترین تبدیل می‌کند.

سوم: الگوی تعامل. سند NSS دسامبر ۲۰۲۵، تغییر تحلیلی را که از سوی رابرت بلکویل و اشلی تلیس در سال ۲۰۱۵ در «بازنگری استراتژی کلان ایالات متحده در قبال چین» تدوین شده بود، در یک جمله خلاصه می‌کند. کاخ سفید می‌نویسد، دولت‌های قبلی معتقد بودند که «با گشودن بازارهایمان به روی چین، تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به سرمایه‌گذاری در چین و برون‌سپاری تولیداتمان به چین، ورود چین به نظم بین‌المللی به اصطلاح مبتنی بر قانون را تسهیل خواهیم کرد. سپس نکته‌ی کلیدی، که نمونه‌ی بارز لفاظی‌های ترامپ است، از راه می‌رسد: «این اتفاق نیفتاد. چین ثروتمند و قدرتمند شد و ثروت و قدرت خود را به شکل فابل توجهی به نفع خود در خدمت گرفت. این نه تنها از نظر موضوعی، بلکه از نظر زبانی، پذیرش تشخیصی است که به مدت ده سال در بحث چین و آمریکا بسیار رادیکال تلقی می‌شد – و اکنون در سند رسمی استراتژی ایالات متحده گنجانده شده است.

چهارم: مشکل هم‌زمانی. هریتیج ۲۰۲۴ به صراحت اعلام کرده بود: ارتش آمریکا دیگر قادر به جنگیدن هم‌زمان در چندین جنگ بزرگ نیست – حتی مطمئن نیست که در یک جنگ علیه سخت‌ترین دشمن پیروز شود. NDS ژانویه ۲۰۲۶ یک فصل کامل را به این یافته با عنوان «مشکل هم‌زمانی و پی‌آمدهای آن برای تقسیم بار متفقین» اختصاص داده است. این گزارش منطق هریتیج را در تمام ابعاد آن می‌پذیرد: از آنجا که واشنگتن نمی‌تواند هم‌زمان در هر صحنه عملیاتی حضور داشته باشد، متحدان در اروپا، خاورمیانه و کره باید در درجه اول بار منطقه‌ای را خودشان به دوش بکشند. در سال ۲۰۲۴، هریتیج دقیقاً این استدلال را به عنوان یک ضرورت تحلیلی بیان کرده بود. در سال ۲۰۲۶، پنتاگون آن‌را به عنوان یک ضرورت عملیاتی می‌پذیرد – با تنها یک اصلاحیه‌ از هگزت که او در آن از از زبانی استفاده می‌کند که تندتر و آشکارا سیاسی‌تر از زبان نویسندگان هریتیج است.

پنجم: کریدورهای انرژی. در بخش خاورمیانه، NSS دسامبر ٢٠٢۵ به صراحت از سه گره حیاتی نام می‌برد: «تنگه هرمز باز بماند، دریای سرخ قابل کشتیرانی باقی بماند» – و در بخش نیمکره غربی، کانال پاناما را اضافه می‌کند. این‌ها سه گلوگاه هستند که بخش قابل توجهی از واردات نفت چین از طریق آن‌ها جریان می‌یابد. « بازدارندگی اقتصادی در صورت وقوع اقدام نظامی بالقوه چین علیه تایوان» (٢٠٢۵) از RAND، «TIDALWAVE» (٢٠٢۶) از بنیاد هریتیج، و کار AEI از سوی نوریگا در مورد استراتژی انرژی نیمکره، قبلاً این نکات کلیدی را به عنوان اهرم‌های اصلی شناسایی کرده بودند. NSS اکنون آن‌ها را به عنوان منافع اصلی اعلام شده آمریکا ارتقاء می‌دهد.

چهار خط مشی استراتژی دفاع ملی (NDS) – «دفاع از سرزمین ایالات متحده»، «بازدارندگی چین در هند و اقیانوسیه از طریق قدرت، نه رویارویی»، «افزایش تقسیم بار با متحدان و شرکای ایالات متحده» و «تقویت پایگاه صنعتی-دفاعی ایالات متحده» – تقریباً کلمه به کلمه از چارچوب هریتیج ۲۰۲۴ پیروی می‌کنند. هریتیج ۲۰۲۴ خواستار موارد زیر بود: حفاظت از سرزمین اصلی، اولویت دادن به چین در هند و اقیانوسیه، پاسخگو نگه داشتن متحدان در قبال سایر صحنه‌های عملیات و بازسازی پایگاه صنعتی. NDS این چهار نکته را به عنوان معماری رسمی خود پذیرفته است.

زبان «فوق‌العاده» در خط چهارم تلاش‌ها، گویای همه چیز است. این زبان در هیچ یک از دکترین‌های استراتژی قبلی وجود ندارد. این یک نوآوری زبانی است که مستقیماً از واژگان ترامپ گرفته شده است – و اکنون در یک سند رسمی پنتاگون یافت می‌شود. هر کس که استراتژی دفاع ملی (NDS) را می‌خواند، می‌بیند که این کار یک کارمند بی‌طرف پنتاگون نیست. او در حال خواندن استراتژی یک دستگاه سیاسی است که توصیه‌های اندیشکده را به زبان خود ترامپ تدوین کرده است.

نکتۀ نمادین این ادغام: در سپتامبر ۲۰۲۵، وزارت دفاع با فرمان ریاست جمهوری به وزارت جنگ تغییر نام داد. سند راهبردی دفاع ملی ژانویه ۲۰۲۶ نخستین دکترین استراتژیک ایالات متحده از سال ۱۹۴۷ است که تحت سربرگ وزارت جنگ منتشر می‌شود. هگزت یادداشت خود را در صفحه ۱ با سه کلمه پررنگ آغاز می‌کند: «اول آمریکا. صلح از طریق قدرت. عقل سلیم.» این زبان یک دستگاه دفاعی بوروکراتیک نیست. این زبان جنبشی است که استراتژی خود را دارد – و اکنون آن را اجراء می‌کند.

۵. ترسیم نقشه: آنچه که در حال حاضر واقعیت عملیاتی است
این هفت توصیه را می‌توان بر روی عملیات‌های مشخصی که از ژانویه ۲۰۲۵ انجام شده اند، پیاده کرد. تصویر حاصل، موزاییکی از حوادث جداگانه نیست؛ بلکه نشان‌دهنده اجرای سیستماتیک فهرست توصیه‌ها است.

معماری اتحاد هند و اقیانوس آرام (ایندو-پاسیفیک Indo-Pacific): اجلاس چهارجانبه در سپتامبر ۲۰۲۵ برای ارایه یک قالب امنیتی دریایی گسترده‌تر. تعمیق همکاری AUKUS با اولین تحویل قطعات زیردریایی به استرالیا مشخص شد. رزمایش Balikatan 2026 که برای ماه آوریل برنامه‌ریزی شده است، شامل ۱۷۰۰۰ نیرو و هفت کشور شرکت‌کننده خواهد بود – که به مقیاس یک رزمایش بزرگ منطقه‌ای می‌رسد. NMESIS (سیستم ممانعت از کشتی‌های اعزامی نیروی دریایی) – یک سیستم با قابلیت برد متوسط – به طور دایم در شمال لوزون مستقر شده است. ویتنام و فیلیپین در حال مذاکره برای گسترش دسترسی به بندر هستند. توافق‌نامه‌ای در مورد «مسؤولیت اصلی کره جنوبی برای بازدارندگی کره شمالی» در استراتژی دفاع ملی (NDS) گنجانده شده است. عمق این تراکم را می‌توان از روی جریان محموله‌ها درک کرد. مرحله اول AUKUS مستلزم فروش سه تا پنج زیردریایی کلاس ویرجینیای دست دوم به استرالیا بین سال‌های ۲۰۳۲ تا ۲۰۳۵ است. آموزش اولیه برای خدمه استرالیایی در پایگاه‌های ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ آغاز شد. تعداد سایت‌های EDCA در فیلیپین از چهار به ۹ سایت افزایش یافته است که اکثر آن‌ها دسترسی مستقیم به تنگه باشی و دریای چین جنوبی را فراهم می‌کنند. ژاپن ۴۰۰ موشک کروز تاماهاوک سفارش داده است که انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۷ تحویل داده شوند.

ترمزهای تکنولوژیکی: کنترل صادرات نیمه‌هادی‌ها از ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ گسترش یافت – H200 و MI325X مشمول ۲۵ درصد هزینه اضافی قابل پرداخت به خزانه‌داری دولت هنگام صادرات مجدد شدند. شرکت Applied Materials در فوریه ۲۰۲۶ به دلیل صادرات مجدد غیرمجاز، ۱۶۵ میلیون یورو جریمه شد. محموله‌های ASML هلندی بیش‌تر محدود شدند. سیاست صدور مجوز تراشه‌های هوش مصنوعی از سوی اداره صنعت و امنیت سختگیرانه‌تر شد.

تقسیم بار: تصمیم اجلاس ناتو در لاهه در ۲۴/۲۵ ژوئن ۲۰۲۵ – استاندارد پنج درصد از تولید ناخالص داخلی، که ۳.۵ درصد آن برای دفاع هسته‌ای و ۱.۵ درصد برای هزینه‌های مرتبط با امنیت است. ۳۱ کشور از ۳۲ کشور عضو ناتو امضاء کرده اند. اعتبار صندوق ویژه نیروهای مسلح آلمان افزایش یافت، هزینه‌های دفاعی لهستان از پنج درصد فراتر رفت. ژاپن و کره جنوبی به طور خاص متعهد به افزایش مسؤولیت‌پذیری خود در NDS بودند. عربستان سعودی و اسرائیل مسؤولیت اصلی مهار ایران در بخش خاورمیانه استراتژی دفاع ملی (NDS) را بر عهده گرفته اند.

نخستین زنجیره جزیره: سامانۀ قابلیت میان‌برد (MMESIS) در شمال لوزون، طرح نیروی دریایی بالیکتان ۲۰۳۰ و طرح نیروی دریایی سپاه ۲۰۳۰ در حال اجراء هستند. NDS مفهوم «دفاع بازدارنده در امتداد جامعه اطلاعات خارجی (FIC)» را به عنوان دکترین رسمی اعلام کرده است. مذاکرات پایگاهی با فیلیپین – به ویژه در مورد گسترش توافق‌نامه همکاری دفاعی پیشرفته (EDCA)در حال انجام است. ژاپن در حال تقویت اجزای سامانه دفاع موشکی زمینی (Aegis Ashore) خود است. استرالیا اولین آموزش زیردریایی AUKUS خود را دریافت می‌کند.

بازدارندگی اقتصادی: شرکت پتروشیمی هنگلی دالیان، به همراه تقریباً ۴۰ کشتی و شرکت، در ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ تحریم شد. محاصرۀ گزینشی تنگه هرمز که در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ اجرا شد، واردات نفت چین را ۱۵ تا ۲۰ درصد تحت تأثیر قرار داده است. عملیات عزم مطلق، صادرات نفت ونزوئلا به چین را تقریباً پنج درصد کاهش داده است. تعرفه‌های دوران ترامپ علیه چین هم‌چنان ۱۴۵ درصد پابرجاست. بحث‌هایی در مورد احتمال محرومیت چین از سیستم سوئیفت در صورت وقوع درگیری در حال حاضر در جریان است. مقیاس تحریم‌های هنگلی که در ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ اعمال شد، مستلزم زمینه‌سازی دقیق است: شرکت‌هایی که تحت تأثیر قرار گرفتند شامل شرکت پتروشیمی هنگلی دالیان – یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های یکپارچه چین با ظرفیت تقریباً ۴۰۰.۰۰۰ بشکه در روز – و هم‌چنین ۳۸ کشتی و شرکت پوششی دیگر فعال در تجارت « نفتکش‌های سایه» ایران بودند. طی دو هفته اول پس از ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، انسداد گزینشی تنگه هرمز بر حدود ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون بشکه از واردات روزانه چین تأثیر گذاشت – ارقامی که با رژیم تحریم‌های وزارت خزانه‌داری ایالات متحده علیه بانک مرکزی ایران مطابقت دارد، بدون این‌که واشنگتن را ملزم به اعلام محاصرۀ آشکار و تمام‌عیار کند.

پایگاه صنعتی: قانون مجوز دفاع ملی (NDAA) برای سال مالی ۲۰۲۶ شامل بودجه چند ساله برای تولید مهمات است. سیستم دفاع موشکی گنبد طلایی در حال حاضر در حال عقد قرارداد است. نوسازی سه‌گانه هسته‌ای به طور کامل تأمین مالی شده است. توسعه اولیه ظرفیت کارخانه‌های کشتی‌سازی در نورفولک و پاسکاگولا در حال آماده‌سازی است. انتقال مجدد تولید نیمه‌هادی – شامل TSMC آریزونا و سامسونگ تگزاس – در حال انجام است. با این حال، پروژه دوم با تأخیرهایی مواجه است که بنیاد هریتیج در سال ۲۰۲۴ به صراحت از آن انتقاد کرد. NDAA در سال مالی ۲۰۲۶ تقریباً ۲۵ میلیارد دلار را به طور خاص برای گنبد طلایی در سه سال مالی اول اختصاص داده است و بودجه اضافی برای حسگرها و رهگیرهای مستقر در فضا در نظر گرفته شده است. نوسازی سه‌گانه هسته‌ای – شامل موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای سنتینل، موشک‌های بالستیک کلاس کلمبیا و بمب‌افکن B-21 Raider – علی‌رغم افزایش هزینه‌ها در برنامه سنتینل که پنتاگون علناً در تابستان ۲۰۲۴ به آن اذعان کرد، هم‌چنان به طور کامل تأمین مالی می‌شود. تولید مهمات: نرخ تولید گلوله‌های توپخانه ۱۵۵ میلی‌متری از ۱۴۰۰۰ گلوله در ماه در سال ۲۰۲۲ به تقریباً ۹۰۰۰۰ گلوله در ماه تا پایان سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است – افزایشی شش برابری که هم به دلیل درگیری در اوکراین و هم به دلیل درخواست‌های صریح RAND و بنیاد هریتیج برای ایجاد ذخایر مهمات در آمادگی برای درگیری احتمالی با چین ایجاد شده است.

اهرم انرژی: عملیات خشم حماسی علیه ایران، که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد – رهبر معظم انقلاب، خامنه‌ای پدر کشته شد و تأسیسات هسته‌ای نابود شدند؛ عملیات چکش نیمه‌شب، به حملات هسته‌ای هدفمند اشاره دارد. حمله به ایران به صراحت در استراتژی دفاع ملی (NDS) ژانویه ۲۰۲۶ برجسته شده است: «اکنون، رژیم ایران ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر از دهه‌های گذشته است.» محاصره گزینشی تنگه هرمز بر واردات چین تأثیر می‌گذارد. عملیات عزم مطلق در ونزوئلا نیز بر واردات چین تأثیر می‌گذارد. حکم دادگاه قانون اساسی پاناما در مورد CK Hutchison، امتیازات بندری این شرکت را خلاف قانون اساسی اعلام می‌کند – که معادل «کانال سوئز» را برای تجارت چین و آمریکای لاتین در دسترس آمریکا قرار می‌دهد. مقیاس این تأثیرات را می‌توان به طور دقیق مستند کرد. قبل از عملیات عزم مطلق، صادرات نفت ونزوئلا به چین تقریباً ۵۰۰.۰۰۰ بشکه در روز بود – که از طریق ساختارهای واسطه‌ای برای دور زدن تحریم‌ها انجام می‌شد، زیرا تجارت مستقیم رسماً ممنوع بود. با دستگیری مادورو و تصاحب شرکت نفت دولتی PDVSA از سوی یک دولت موقت، این جریان عملاً متوقف شده است. پیش از عملیات خشم حماسی، صادرات نفت ایران به چین حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز بود. این دو رقم بر روی‌هم تقریباً ۱۲ تا ۱۴ درصد از کل واردات نفت خام چین را تشکیل می‌دهند. اگر محاصره گزینشی تنگه هرمز موج دومی را – به ویژه با هدف قرار دادن نفتکش‌های عازم به مقاصد چینی – به راه بیندازد، فشار حاصل به سطحی خواهد رسید که بنیاد هریتیج، در شبیه‌سازی TIDALWAVE خود، آن‌را برای قابلیت‌های جنگی چین حیاتی دانسته است.

هفت دسته، ده‌ها عملیات، یک بازۀ زمانی هجده ماهه. هر کسی که ادعا کند این بداهه‌پردازی است، یا مطالعات و یا اسناد را نخوانده است – یا از دیدن ارتباط آنها امتناع می‌کند.

۶. گام نهایی
آن‌چه به عنوان بداهه‌پردازی ترامپی تلقی می‌شود، در واقع، پیاده‌سازی و اجراء است. چارچوب معماری از سال ۲۰۱۵ تدوین شده است؛ زبان از سال ۲۰۱۷ در دسترس بوده است؛ و عملیات از توالی تعیین‌شده در بازه زمانی تعیین‌شده از سوی RAND پیروی می‌کنند. دولت ترامپ این مطالعات را ابداع نکرده است. بلکه صرفاً آن‌ها را اجراء می‌کند. (تأکید از ویراستاران است.)

اما این سؤال هم‌چنان باقی است: چرا حالا؟ چرا با این سرعت؟ چرا – به قیمت کنار گذاشتن کانال‌های دیپلماتیکی که حتی در زمان بایدن، حداقل رسماً حفظ شده بودند؟

پاسخ نه در شخصیت ترامپ، بلکه در تیک تاک ساعتی نهفته است که در واشنگتن کار می‌کند. در سال ۲۰۱۶، شرکت RAND پنجره زمانی تا سال ۲۰۲۵ را مدل‌سازی کرد. این پنجره در سال ۲۰۲۶ بسته خواهد شد. آن‌چه تا اواسط ۲۰۲۷ آماده نشود، اصلاً آماده نخواهد شد. و همه چیز به ارزی برمی‌گردد که هنوز وجود ندارد – اما توسعه آن در شانگهای، مسکو، برازیلیا و ریاض با هر کنفرانس بریکس ملموس‌تر می‌شود.

این‌که کدام ابزارها هنوز در جعبه ابزار باقی مانده اند – کوبا، جزیره خارک، تایوان – و کدام مکانیسم دستی را که به سمت آن‌ها دراز می‌شود، هدایت می‌کند، موضوع بخش ۲ خواهد بود که در روزهای آینده منتشر می‌شود.